ماهنامه فرهنگ و ادبيات مقاومت
بازگشت به سايت امتداد

ماهنامه امتداد

شماره 7، تير 1385

صفحات (-)

نسخه مناسب چاپ word دريافت نسخه

مصاحبه بد، مصاحبه خوب (3)


محمد رضا دهشيري

ثبت خاطرات رزمندگاني كه در اطراف من و شما زندگي مي‌كنند، به عهده من و شما و نيازمند همكاري آنهاست. پس تلاش كنيد اين تكليف را انجام دهيد و براي انجام اين وظيفه سعي كنيد فن اين كار را ياد بگيريد و براي يادگيري بخوانيد و تمرين كنيد و نتيجه خواندن‌ها و تمرين‌ها را به اطلاع صفحه چفيه نيز برساند. از طرفي ضعف‌هاي اين صفحه را نيز بدون اغماض يا بنويسيد و بفرستيد يا تلفن بزنيد و بگوييد.

در نوبت‌هاي قبلي درباره سوژه، شناخت سوژه، طرح سؤال و ضرورت چالشي بودن مصاحبه و راه‌هاي پديد آمدن اين چالش نوشتم. تمرين‌ها و پيدا كردن مثال‌ها را بيشتر به خودتان واگذار كردم. اكنون كه احتمالاً ذهنيت مطلوبي نسبت به مباحث پيدا كرده‌ايد، با ارائه چند مثال، تلاش مي‌شود تا با كمك خودتان دريافت‌هايتان از تمرين‌ها، آزمايش و تقويت گردد.

بگذاريد تا از همين كتاب «مرد» نوشته «داوود اميريان» شروع كنم چون اولاً در همين شماره امتداد معرفي شده است ثانياً شما را متوجه اين موضوع كنم كه مصاحبه‌هاي خوب چه بركاتي مي‌تواند داشته باشد. داستان‌هايي چون مرد، مطمئناً تنها محصول تحقيق كتابخانه‌اي نيست؛ يعني اين گونه نيست كه نويسنده چند كتاب خوانده باشد و از دريافت‌ها چنين داستان مستندي بنويسد. علي‌القاعده اين جور كتاب‌ها متكي به مصاحبه‌هاي نويسنده از شخصيت‌هاي مرتبط با داستان است. ولي نكته‌اي كه مهم است، اين است كه براي مصاحبه گرفتن از شخصيت‌هاي اصلي همچون سيد رضا هاشمي، شناخت عمليات‌هايي كه حاج احمد متوسليان در آنها حضور داشته است يا شناخت مناطقي كه او در آنها جنگيده است، ضروري است. همچنين نويسنده بايد با افرادي كه شخصيت‌هاي فرعي‌اند گپ بزند و از آنها اطلاعات كسب كند تا اولاً با سوژه يعني حاج احمد متوسليان به حد كافي آشنا شود و هم با ميزان رابطه سيد رضا هاشمي و حاج احمد؛ تا بتواند حقايق را مستند كشف كند. مرحله تنظيم بحث ديگري است. يك نفر همچون اميريان، وجهه داستاني به آن مي‌دهد، ديگري آن را به شكل خاطره‌نويسي رزمنده درمي‌آورد و وجهه داستان‌پردازي آن را پنهان نگه مي‌دارد؛ مانند كتاب «نه آبي، نه خاكي» نوشته فوق‌العاده جذاب آقاي علي مؤذني، و سومي به شكل مصاحبه چاپ مي‌كند، مانند كتاب «تكليف است برادر» كاري از حسين بهزاد.

«رضا گوشي را به احمد داد و اشك شوق ريخت.

ـ حاجي نيستي ببيني عراقي‌ها چه‌طور فرار مي‌كنند، ما داريم به خرمشهر مي‌رسيم.

ـ برادر متوسليان، بچه‌هاي تيپ شهدا هم به نزديكي خرمشهر رسيدند.

ـ سلام حاجي. شهبازي هستم. ما از «پل نو» گذشتيم.

ـ حاجي! همت هستم. ما مي‌خواهيم با بچه‌هاي گردان عمار دست بدهيم.»

دقت كنيد جز وجهه داستان‌پردازي، مصاحبه‌كننده، به چه ريزه‌كاري‌هايي ضمن مصاحبه دست يافته است. اين نيست مگر تسلطي كه قبل از مصاحبه بر موضوع پيدا كرده است.

مثال ديگري را از صفحه 65 كتاب «تكليف است برادر» بخوانيد.

■ شما نيروهاي سپاه استان همدان در كدام محور وارد عمل شديد؟

 در همين محور چهارم، رفتيم براي فتح گردنه صلوات‌آباد... يك سري از برادرهاي حزب‌اللهي پايگاه هوايي همدان ـ پايگاه خلبان شهيد محمد نوژه ـ هم كه داوطلب با ما آمده بودند آنجا كار مي‌كردند.

■ يعني در قالب گروه‌هاي رزمي مستقل عمل مي‌كردند؟

 نه، اين بچه‌هاي نيروي هوايي با ما بودند، حتي لباس فرم سپاه بر تن داشتند...»

دقت كنيد، شناخت مصاحبه‌كننده حتي از آرايش‌هاي نظامي هم، چه به موقع به كار مي‌آيد و يك صحنه جذاب را پديد مي‌آورد. نيروهاي پايگاه هوايي در شرايط خاصي،‌ لباس فرم سپاه بر تن مي‌كنند و مي‌جنگند.

نكته ديگري كه بر آن تأكيد شد، چالشي بودن سؤالات است و پرداختن به سؤالات جزئي كه مثال قبلي در اين باره نيز قابل توجه است. مثال ديگر از صفحه 26 همين كتاب:

«در تهران به كداميك از مراكز فرهنگي ـ مذهبي گرايش و يا آمد و رفت داشتيد؟»

و مثال ديگري از صفحه 119 همين كتاب: «با عنايت به اين مطلب كه فرماندهي ارشد نيروهاي سپاه در جبهه غرب را محمد بروجردي فرمانده سپاه منطقه هفت كشوري به عهده داشت، در آن آغازين روزهاي جنگ، آيا ايشان هم به سرپل ذهاب آمد؟»

جزئي بودن سؤال و چالشي كه در دل اين سؤال وجود دارد، كاملاً مشهود است. مثال بعدي را از اين منظر توجه كنيد كه قرار است جدي بودن بحث به خواننده ابراز شود، از طرفي ببينيد در همان ابتداي امر مصاحبه‌كننده چگونه تلاش مي‌كند تا بدور از بي‌ادبي يا جسارتي بر فضاي بحث مسلط شود.

«سردار، با سپاس از اينكه دعوت ما را براي حضور در اين مجموعه نشست‌ها پذيرفتيد، پيش از ورود به مباحث اصلي، بهتر است خودتان را بدون سانسور! براي خوانندگان متن مكتوب شده اين گفت‌وگوها معرفي كنيد. خواننده حق دارد با پس‌زمينه‌هاي زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي شخصيتي كه قرار است راوي تاريخ شفاهي معاصر او باشد، آشنا بشود. متوجه كه هستيد؟»

نكته‌اي كه بايد در ادامه بحث، به موارد قبلي اضافه كرد اين است كه سؤالات نبايد جزيره‌اي و مجزا از هم باشند؛ بلكه هر سؤال بايد از دل سؤال و جواب قبلي برآيد. وقتي كه بحث درباره آن به يك جاي مناسبي رسيد، يا در بحث پيچ افتاد و اصل مصاحبه در معرض خطر قرار گرفت، به طرح محور جديدي پرداخت.

به همان سؤالات صفحه 65 از كتاب «تكليف است برادر» دقت كنيد:

ـ شما نيروهاي سپاه استان همدان در كدام محور وارد عمل شديد؟

ـ يعني در قالب گروه‌هاي رزمي مستقل عمل مي‌كردند؟

ـ عمليات‌تان بر همين اساس پياده شد؟

ـ چرا؟

ـ توپخانه خودي يا ضد انقلاب؟

ـ مگر تماس بي‌سيم شما با ايشان برقرار نبود؟

تمرين:

ـ كتاب «تكليف است برادر» را بخوانيد.

ـ از مجموعه كتب «فرهنگ جبهه» باز هم هر چه به دستتان مي‌رسد بخوانيد.



بازگشت به سايت امتداد